عبد الحسين نوايى

222

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

طايفهء لزگيه بر شروان و افاغنه بر عراق و فارس و اصفهان و ملك محمود سيستانى بر خراسان و روميه « 1 » بر آذربايجان و همدان و كرمانشاهان و روسيه بر مملكت گيلان الى دربند مسلط و مستولى شدند و ضعفاى ايران و عجزه و ماكين ديار و بلدان جميعا پايمال جنود حوادث و فتن و اسير سرپنجهء فتور و محن گشتند . بعد از آنكه دست اميد ما بىكسان از همه جا گسيخته و خاك يأس بر فرق فرق اهل ايران ريخته شد ، به فحواى كريمهء سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْراً « 2 » عنايت يزدانى و مرحمت صمدانى كوكب وجود مسعود همايون و نير تابناك ذات فرخنده صفات ميمنت مقرون ، نواب سپهر ركاب ، برگزيدهء حضرت خالق ، زحمتكش راه خلايق ، آفتاب اوج سلطنت و جهانبانى ، درى درج بسالت و گيتىستانى ، مظهر قدرت الهى ، طلاى دست افشار معدن پادشاهى ، السلطان الاعظم و الخاقان الافخم ، السلطان نادر قلى بهادر خان « 3 » خلد الله ملكه و سلطانه از افق خراسان تابان و مشعل دولت فيروزش را براى ظلمت‌زدايى شب تيره روزى ما سيه بختان روشن و فروزان ساخت . اولا به نيروى تأييد الهى خراسان را از وجود متغلبه پرداخته بعد از آن رايت افراز عزيمت به جانب اصفهان گشته اصفهان و ممالكى را كه در تصرف افغان بود مسخر ساخت و همچنين ولايات گيلان را از تصرف اروس « 4 » و ممالك آذربايجان و ساير قلاع را از تصرف روميه انتزاع و مسخر گردانيده آثار جور و عدوان را برانداخت و در اين اوان سعادت نشان كه به عون عنايت الهى و چيره‌دستى بخت فيروز بر همگى دشمنان و سركشان ايران و اطراف ممالك محروسه غالب

--> ( 1 ) - غرض از روميه تركان عثمانى هستند . آسياى صغير يعنى سرزمين اصلى دولت روم شرقى را ايرانيان « روم » مىگفتند و مولانا جلال الدين محمد بلخى معروف به مولوى را را چون ساكن آسياى صغير بود به همين جهت رومى خوانده‌اند . ( 2 ) - سورة الطلاق 7 ( 3 ) - نام نادر تفخيما در بالاى وثيقه‌نامه نوشته شده ( 4 ) - روس را « اروس » مىگفتند . هنوز در آذربايجان اين تلفظ وجود دارد . كلمهء ارسى ( اروسى - روسى ) به نوعى درهاى بالارو ( مزين به شيشه‌هاى رنگى ) و گونه‌اى كفش زنان اطلاق مىشد . چه اين هر دو ظاهرا از روسيه به ايران آمده بود .